وقتی خسته ای

خرید بک لینک

یه روز گفـتم : خــسته م خیلی خــسته م
غرورم گفت : داری چکار میکنی ؟
جلوی مردم از خودت ضعف نشون نــده
احساسم گفت : نكنه سـن ت رفته بالا پیر شدی ؟
.
عضو جدید کلیسا گفت : برادر شما خادم خـدایید از شما این حرفا خیلی بعیده

عضو قدیمی کلیسا گفت : اعتراف منفی نکن برادر ، روح خستگی رو همین حالا بنام مسیح نهیب بده
.
مخالف کلیسا گفت : اى جانم منتظر روز افتادنت بودم . لحظه شماری میکردم واسه چنین روزی

شیطان گفت : دیـدی بالاخره کم آوردی؟ تو دیگه بریدی. نفسای آخرته. بهتره ترک خدمت کنی بیچاره
.
مســیح لبخندی زد و بهم گفت : هیچيت نیس تـو فقط خسته ای همین . به خلوت بیا کمی استراحت کن
و من اونروز در حضور مسیح ساکت و آروم موندم استراحت کردم و فردا با تازگی و شادابی جدید بلند شـدم از ته دل قـهـقه زدم به هـرچی که هرکی دیروز بهم گفته بود.
.
شما هم اگه یه روز مثل من خسته شدی به غرورت به احساست به اعضای جدید و قدیم کلیسات و به مخالفت و به شیطان گوش نکن. مسیح با لبخند شیرینش بهت میگه: هــچیی ت نیـس تو فقط خسته ای : به خلوت بیا کمی اسـتراحت کـن . مرقس 6 : 31

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 13:39&nbsp توسط majid |

دوستی یا دشمنی با خدا...

ما را در سایت دوستی یا دشمنی با خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 20:05

صفحه بندی