سردار لشگر آسمان عیسی مسیح
زرهی دارم از جنس پارسایی.....
کمرم بسته است به استحکام راستی تو.....
سپری داده به جانم.....به آلیاژ ایمان....که محو میسازد تیرهای شریر را...
خودی بر سرم است،گویی بهر نجاتی ابدی....
کفشهایی که با پوشیدنش،قدم میگذارم در سرزمینِ اخبارِ خوشِ سلامتی.....
شمشیری داده به دستم،دو دَمه ، تیز و برّنده ، که پیروزم میکند در هر جنگ......
زانوانی قوی دارم که سستی خود را در پای صلیبی آویخته است.....
دستانی دارم که سنگینی اشان را میخکوب کرده اند به پهنای آغوشِ یار.....
تاجی دارم به سرم که به تحمل خارهای تاجِ یار جنس طلا گرفته......
بر بدنم نوازشِ سلامتی یاریست که تَنَش از داغِ شلاغ عبور کرده......
آری خداوند برای من می جنگد.....
چه سبک بالم و آزاد،
آخر دستم در دستان کسیست که سوراخ هایش حکم رهایی من است.....
چه آسوده و آرامم،
آخر کسی بارهایم را گرفت که مقصدش تپه ای بود جلجتا نام......
همان یارم،
که به تحمل بوسه تلخ خیانت از جتسیمانی گذر کرد....
نگاهم بر تو است ای سرورم،
که به ندایِ تمام شد،جنگ را از بهرم تمام کردی....
آری یهوه صبایوت برای من میجنگد....
پس پناه بردن به او بِه از توکل نمودن بر آدمیان....
پس پناه بردن به او بِه از توکل نمودن بر امیران.....
با چشمانی دوخته بر تو ای یارِ من و هستیِ من،
خجل و سرافکنده نخواهم شد...
بشنو آین سرودِ دل به ندای آمینِ روح خدایِ من....
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 14:23  توسط majid |
دوستی یا دشمنی با خدا...ما را در سایت دوستی یا دشمنی با خدا دنبال میکنید
برچسب: خداوندم,
نویسنده:
بازدید: 44